گریه کنم - امیر وحیدی  

 
گريه کنم
شاعر : امیر وحیدی
مرا به یاد بیاور كه زار گريه كنمبه شوق آمدنت بى قرار، گريه كنممرا به نام خودت با غزل صدایم كنكه من به نام خودم انتظار، گريه كنممسیرِ آمدنت را چقدر دوره كنم؟!چقدر جان بِكٓنٓم؟!...بى مزار، گريه كنمچگونه رد شوم از روزهاى بعد از تو؟چگونه پٓر بكشم؟!... بى حصار، گريه كنمچقدر خواب تبر؟! زخم هاى پى در پىبه شوق تازه شدن در بهار، گريه كنمچقدر سازِ مخالف شوم به هر بزمى؟به زخمه هاى غم انگیز تار، گريه كنمو باز مثل غزل هاى نیمه كار

ادامه مطلب  

 

▪▪▪
مرد مؤمنی در حال احتضار بود و همسرش گريه می كرد.مرد پرسید: چراگريه می كنی؟زن گفت: برای تو.مرد به او گفت: تو برای خویش گريه كن كه من برای امروز چهل سال گريه كردم.

ادامه مطلب  

بارون پاییزی  

داره بارون میاد
شر و شر بارون می باره
دلم میخواد برم زیر بارونخیس خیس بشم
برم زیر بارون و کلی با خدا حرف بزنم
برم زیر بارونو دستامو ببرم بالا
آخ که چقدر دلم بارون میخواد
آخ که چقدر دلم راه رفتن زیر بارونو میخواد
بازهم یاد پارسال افتادم. یاد راه رفتنای زیر بارون. یاد گريه های زیر بارون. یاد آواز خوندنای زیر بارون. یاد خدا خدا کردنای زیر بارون
انگار دست و پامو بستن به این صندلی.
دوست دارم به همسری بگم که اینجا هم شر و شر بارون میباره که نیاد. که تن

ادامه مطلب  

يك باسكول زنگ زده توي مغز من است  

من داشتم توی بارون راه میرفتم  نمیدونم چند روز پیش بلاخره بعد از كلی هوای سرد اصفهان بارون زده بود و ول كن هم نبود قبل بارون نزدیكای غروب رفتم رویال نسكافه سفارش دادم كه خیلی هم بد درست كرده بود و دوست نداشتم زوركی خوردم و بعدش دوباره رفتم بیرون از كافه و روبه رو رو نگاه كردم و یه فندك زدم به همه ی آرزوهام  همون وقت بارون گرفت از پله ها اومدم پایین و راه افتادم نفهمیدم كی رسیدم سی و سه پل هنذفری تو گوشم بود توی حال و هوای خودم بودم و گريه میكردم

ادامه مطلب  

خیلی قشنگه...  

شهر بارونی 
خواننده: سیامک عباسی، محمد راد
قسمتی از متن آهنگ:
تو هر شهر دنیا که بارون بیاد
خیابونی گم میشه تو بغض و درد
تو بارون مگه میشه عاشق نشد
تو بارون مگه میشه گريه نکر
مگه میشه بارون بباره ولی
دل هیچکی واسه کسی تنگ نشه
چه زخم عمیقی توی کوچه هاست
که بارون یه شهرو به خون می کشه

ادامه مطلب  

عزیزم دوستت دارم ...  

این روزها خیلی دلم برایت تنگ میشود حتی گريه ام آرومم نمیكنه این روزا دیگر آرامش ندارم این روزا من تورا كم دارم آرامشم توئی  بارها بهت گفتم كه با صدایت با حرف هایت آرامشمی گیرم چرا مرا تنها گذاشتی  ببین چه به حال روزم آمده ببین كه عشقت چه با حال روزم كردتوكه دوست نداشتی گريه كنم  ببین این گريه ها برای توئه   این دردها اینغصه خوردن ها ازدوست داشتن توئه حق من ازاین عشقو دوست داشتن این نبودحتی اگر كنارم نباشی حتی ازم دور باشی باز هم دوست دار

ادامه مطلب  

گريه ...  

کی گفته مصداقش منم ؟ تو نه لیاقت دریا را داری، نه بیروت رااز روزی که دیدمت راهبه ایی گناهکار بودیآب را، بدون خیس شدن میخواستیدریا را، بدون غرق شدنسعی ام برای قانع کردن تو، بیهوده بودکه عینک های سیاه را دربیاوریو جوراب های ضخیم راو ساعت مچی ات راتا مثل ماهی قشنگی در آب لیز بخوری،شکست خوردمبیهوده توضیح میدادمسرگیچه، جزء دریاستو در عشق چیزی هست که جزء مرگ استو عشق و دریاکامیابی در یکی شدن را نمی پذیرنداز تبدیل تو به ماهی ِ ماجراجو مأیوس شدمحر

ادامه مطلب  

 

هر موقع ازش ناراحت میشدم یاد اون روز تو مدرسه میفتادم كه بغلش كردم و گريه كردم. حتی فكر نكنم كه خودش به یاد داشته باشه. احتمالا اگر از روز اول پیش دبستان و روزی كه خانم جعفری میخواست جای من و مهسا رو عوض كنه، فاكتور بگیریم؛ اون روز اولین روزی بود كه تو مدرسه گريه كردم. گريه كردم و بود و این برای من معنای دوستی بود. "بودن". چیزی كه با یادآوریش میتونم فراموش كنم همه ی زشتی ها و كجی های آدم ها رو، البته نه همه ش ولی مقدار بسیار زیادیش رو. 

ادامه مطلب  

ببار ای بارون ببار...  

  بارون     از البوم شب سکوت کویرببار ای بارون بباربا دلم گريه کن خون بباردر شبهای تیره چون زلف یاربهر لیلی چو مجنون ببارای بارون دلا خون شو خون بباربر کوه و دشت و هامون بباردلا خون شو خون بباربر کوه و دشت و هامون بباربه سرخی لبهای سرخ یاربه یاد عاشقای این دیاربه کام عاشقای بی مزارای بارون ببار ای بارون بباربا دلم گريه کن خون بباردر شبهای تیره چون زلف یاربهر لیلی چو مجنون ببارببار ای ابر بهاربا دلم به هوای زلف یارداد و بیداد از این روزگارما

ادامه مطلب  

تباكي  

تباكی خود را به گريه زدن، خود را گریان نشان دادن، خود را شبیه گريه کننده ساختن، حالت گريه به خود گرفتن.در راه احیای عاشورا و سوگواری بر عزای حسین «ع »، هم گریستن، هم گریاندن و هم حالت گريه داشتن ثواب دارد.حتی اگر کسی نگرید یا گريه اش نیاید، گرفتن این حالت، هم در خود شخص حالت اندوه و تحسر ایجاد می کند، هم به مجلس عزا، چهره و رنگ غم می بخشد.تباکی، همسویی با داغداران سوگ عاشوراست و مثل گریستن و گریاندن است.در حدیث امام صادق «ع » است: «من انشد فی ال

ادامه مطلب  

فضیلت گریه بر امام حسین علیه السلام  

 
 
در جمع زائران حسینی تبیین شد؛
فضیلت گريه بر حضرت سیدالشهدا
 
سخنران بعثه مقام معظم رهبری در كربلا در تبیین فضیلت گريه بر حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام گفت: اشك بر مصیبتهای امام حسین علیه السلام عهد و میثاق با آن حضرت است.
به گزارش خبرنگار اعزامی پایگاه اطلاع رسانی حج از كربلای معلا، حجت الاسلام حسین كاردان در مراسم عزاداری بعثه مقام معظم رهبری كه در صحن حرم مطهر امام حسین علیه السلام با حضور پرشور زائران حسینی برگزار شد، به تبیین ف

ادامه مطلب  

فصل بهار گريه  

 
فصل بهار گريه
فصل بهار گريه و فصل محرم است فصل حسین، فصل عزا، فصل ماتم است اینك دل شكسته و اندوهبار من دل نیست، آشیانه ی اندوه عالم است ای آبروی مكتب اسلام، ای حسین بعد از تو آسمان و زمین هاله ی غم است در سوز سوزناك تو ای پاكتر ز آب دریا اگر كه گريه كنم، باز هم كم است آن ماجرای سرخ كه تو آفریده ای زیباترین حماسه ی تاریخ آدم است زخمی كه لب گشود چو گل روی سینه ات زیباتر از تمامی گلهای عالم است بر زخمهای تازه ی ما در نبرد عشق  آن دستهای مرح

ادامه مطلب  

...  

 
دارد از آسمان برف
می آید
اگر حرفی داشته باشد آسمان
همین است
این چیزهای آسمان حرف ندارد
باید تماما نگاه شوی
روی زاویه ها گوشه ها
هندسه ای كه آب می شود
و می پیوندد به فعالین زیر زمینی
فكر می كنم
خدا هم زیر زمین بود كه خلاق شد وقتی نوشت حرف
نوشت هاچ – دو – او
نوشت برف
در زیر زمین جاری شدن
به دریا رسیدن برفها
موج شدن بسته بسته حرفها
و حرف آسمان
به خودش برمی گردد
بغض می شود ابر می كند و رعد و برق می كشد
و گريه گريه گريه
از صمیم دل.
و گريه در صمیمی
حرف

ادامه مطلب  

بارون  

بارون داره هدر میشه
بیا با من قدم بزن :(
 
 
دلمـــ لکــــــــــــــــــــ زدهـ یکیـ زنگ بزنهــ بهمــ بگهــ پاشو بریمــ زیر بارونــــ قدمــ بزنیمـــ :(
اصلا مهم نیست کی باشه ..
فقط یکیــ باشه .. 
که بشه سرمو بزارمــ رو شونه هاشــ و هایــ هایــ گريه کنمـ ..
دلم گرفته تو این هوا ..
 
 
"بارون هواتو داره"

ادامه مطلب  

بزن بارون  

بزن بارونببار آرومبروی پلک های خستمبزن بارونتو میدونیهنوزم یاد اون هستم
با اینکه رفت و پژمردمهزار بار از غمش مردمولی بازم دوستش دارمفکرش تنهام نمیزاره
بزن بارونببار آرومبروی پلک های خستم
دارم هرشب میام از خونه بیرونهوای خونه سنگینهمن هر شعری که این روزا نوشتم از تو غمگینهبازم با گريه خوابم بردبازم خواب تو رو دیدم دوبارهچقدر غمگینم و تنهامچقدر بازم میخوام بارون بباره
بزن بارونببار آرومبروی پلک های خستمبزن بارونتو مبدونی هنوزم یاد اون

ادامه مطلب  

دلم یک شعر می خواهد  

چشمان تو که از هیجان گريه می کننددر من هزار چشم نهان گريه می کنند
نفرین به شعر هایم اگر چشمهای تواینگونه از شنیدنشان گريه می کنند
شاید که آگهند ز پایان ماجراشاید برای هر دومان گريه می کنند
بانوی من، چگونه تسلایتان دهمچون چشم های باورتان گريه می کنند
وقتی تو گريه می کنی، ای دوست در دلمانگار که ابرهای جهان گريه می کنند
انگار عاشقانه ترین خاطرات منهمراه با تو، مویه کنان گريه می کنند
حس می کنم که گريه فقط گريه تو نیستهمراه تو زمین و زمان گريه می

ادامه مطلب  

خداحافظ، برو اما ...  

خداحافظ، برو بانو، برو که وقت پروازه برو که دیدن اشکات، منو به گريه می ندازه نگا کن، آخر راهم، نگا کن آخر جاده ست نمی شه بعد تو بوسید، نمی شه بعد تو دل بست منو تنها بذار، اینجا، تو این روزای بی لبخند که باید بی تو پرپر شد، که باید از نگات دل کَند حلالم کن اگه میری، اگه دوری اگه دورم! اگه تو گريه می خندم، حلالم کن، که مجبورم نگو عادت کنم، بانو، که می دونی نمیتونم! که می دونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم! فدای عطر آغوشت، برو که وقت پروازه برو که

ادامه مطلب  

56.  

سه دور شمردم دیدم سینزده نفر بیشتر نیستیم . یه حالت ناامیدانه ای به سمت پنجره برگشتم به بارون خیره شدم یه حرکت کلیشه ای .. از اونور میگه: کجایی؟ هوا فضا؟ میگم بیخیال نمیخوام به حرفای چرتشون گوش بدم سردرد بگیرم . بازم پنجره بارون بارون ... با خودم میگم خوب شد بارون میباره . روزای آفتابی رو چجوری بگذرونم . شبیه کسی شدم که خودش خودش رو زندانی کرده .اگه نشسته بودم کتابم رو تموم میکردم روزم مفید تر از نشستن رو صندلی گوش دادن به حرف حرف و حرف میگذشت.  حت

ادامه مطلب  

 

امشب جلو سحر ریدن بهم 
منم باز دیوونه شدم و جلو مهمونا داد زدم كاری كه میدونم بابا بدش میاد به بابا هم گفتم با من حرف نزن
آبرومو بردن منم اومدم تو اتاق میخواستم گريه نكنم اما نشد كلی گريه كردم و با سحر حرف زدیم...
خسته ام خیلی زیاد دلم نمیخواد نفس بكشم خدایا ببخشید كه ناشكرم اما نمیخوام چشامو باز كنم...

ادامه مطلب  

17.  

مى خواهم گاهى بونه گیر باشم تا تو مرا محكمتر در آغوشت بفشارى.
مى خواهم گاهى گريه كنم تا تو اشك هایم را پاك كنى.
مى خواهم گاهى هم قهر كنم تا تو ساعت ها نازم را بكشى.
ولى من 
تا بونه میگیرم مى گویى كار همیشگی ات است
تا گريه میكنم میگویى دنبال بهانه هستى 
تا قهر میكنم بعد از اندكى پرسش مى گویى به درك 
كسى كه تو را دوست داشته باشد تا ابدالدهر هم از گريه هایت اصلا از خودت خسته نمى شود و هـیچگاه تو وت سدى بر كار هایش نمی بیند.
من اگر افسردم از پیشینهء كو

ادامه مطلب  

گريه و هورمون هاي استرس  

دیگر اگر گريه كنم برای مامان عادیست ، می آید و می پرسد : همان همیشگی ؟ و سرم را تكان میدم و غصه ها را در چشم هایش میبینم ، میرود و در را  كامل می بندد طوری كه صدای چفت در بیاید ، همانگونه كه دوست دارم .شاید گمان می كند صدای چفت در در آن لحظه می تواند بهترین خوشی ام باشد.
اگر بابایی گريه ام را ببیند ، دختر بابا صدایم میزد و میگوید بریم دور دور, میگوید تا عابر بانك تو برون ! بزور لباس تنم می كند و بزور از ماشین پیاده ، دستم را میگیرد و من با بینی و پیشان

ادامه مطلب  

غفلت  

پسری به دختر مغازه سی دی فروشی علاقه پیدا کرده بود اما در رابطه با عشقش چیزی به او نگفته بود. هر روز به اون مغازه می رفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن و دیدن اون دختر… از بد روزگار بعد از یک ماه پسرک این دنیا را وداع گفت … وقتی دخترک دید خبری از پسر نیست به در خونه پسر رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک ماجرای مرگ پسر ا تعریف کرد و اون رو به اتاق پسرش برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها هنوز باز نشده اند… دخترک با دیدن این صحنه شوکه شد و گريه کرد و

ادامه مطلب  

128  

اینكه هنوز از صدام میفهمی حالم خوب نیس و وقتی میگم خوبم ، اصرار میكنی كه صدات گرفته ست میدونم چیزی شده ، بگو بهم .. این ینی هنوز برات مهمم ، هنوز دوسم داری مهربونم ...
مثل همیشه درست فهمیدی عزیزم ، از همون اول كه صداتو شنیدم بعد نزدیك دو روز بی خبری ، اشكام ناخودآگاه سرازیر شدن و تمام تلاشمو میكردم نفهمی اینو ... آخه اگه میپرسیدی چی میتونستم بگم ...
بگم گريه میكنم چون ازت دلخورم ؟
بگم گريه میكنم چون نزدیك دو روز نبودم و تو نگرانم نشدی و خبری ازم نگر

ادامه مطلب  

گریه  

جای گله زفاصله ها گريه می کنمبا نام سیدالشهدا گريه می کنممن که تمام عمر ز داغت گریستمدر بین قبر هم چه بسا گريه می کنمباید هزار سال برای تو گريه کردقدر هزار سال تو را گريه میکنممن سمت روضه میروم و عابری به منمی گوید التماس دعا گريه می کنمحالا تو بخش بخش شدی،"یا" شدی و "سین"حالا تو را هجا به هجا گريه می کنمتو در ازای اشک به من کربلا بدهمن در ازای کرب و بلا گريه می کنم....

ادامه مطلب  

 

اولین بار بود که صدای گريه ش رو می شنیدم-صدای گريه ی یک دختر بچه نبود؛مصداق کامل زنی بود که گريه می کرد و بر خلاف آن دختر بچه،کاملا می دانست از چه گريه می کند. اینکه بدانی از چه گريه می کنی و بدانی که اوضاع تا زمان مرگت به همین منوال است صد برابر بدتر است از اینکه ندانی از چه گريه می کنی. 
اما او که نمی خواست زن باشد. نمی خواست بداند از چه گريه می کند. 
 

ادامه مطلب  

 

ای دل دیوانه دل من ، لبریز بهانه دل مندر خلوت خانه دل من ، از تنهایی گريه مکناز تنهایی گريه مکن ، از تنهایی گريه مکناز تیرگی زندگی ام ، چون سرشار از خستگی اماز عادت دلبستگی ام ، از تنهایی گريه مکناز تنهایی گريه مکن ، از تنهایی گريه مکن♫♫♫♫می آید آن رفته ی من با آغوشی همچو وطنحرف از سرگردانی مزن ، از تنهایی گريه مکناز تنهایی گريه مکن ، از تنهایی گريه مکنباید دلگیرم نکنی ، از دنیا سیرم نکنیچون گريه زنجیر غم است ، بنده ی زنجیرم نکنیدریا بودم وا

ادامه مطلب  

دستی مرا داس شده است..  

زانوهایم بغلم کرده اند و
و گريه..
و این گريه چقدر به حال و روزم می آید..
خودم را به ندانستن زده ام..
وانمود میکنم خوبم
اشکهایم پوزخندی عمیقی به من میزنند..
غرق میشوم..
خودم را به خواب میزنم..
تاریکی هجوم می آورد
ستاره ها مرده اند
ماه فرار کرده است..
دستی مرا داس شده است..
علف شهوت را
قاشق قاشق
قابلمه قابلمه
در حلقش میریزند و
عشق
به وجود می آید.

ادامه مطلب  

 

درسجده ها به جای دعاگريه میکنم
جای تمام نافله ها گريه میکنم
گفتی که "کشته ی عبراتم" حسین جان
زین پس به جای نام شما گريه میکنم!
فرقی نمیکند حرمت با حسینیه
در ماتم شما همه جا گريه میکنم
آن عاقلی که مست سبوی حسین نیست
عقلش نمیرسدکه چراگريه میکنم!
گريه برای حضرت آقا سلاح ماست
در اوج فتنه ها و بلا گريه میکنم
وقتی بهای خون تو ذات الهی است
پس بی بهانه بهر بها گريه میکنم
ذات خدا ز گريه مبری است در غمت
آقا برات جای خدا گريه میکنم
گريه دوای هرمرض و درد بی د

ادامه مطلب  

شب لیله الرغایب زیر بارون تو حرم  

سلام ماه من
امروز 26فروردین 92 شب لیله الرغایبه.عزیز دلم امشب دقبقا 29 ماهه تمومه که شبها از خواب پریدی و گريه میکنی.29ماهه که من و بابات و تو نتونستیم بخوابیم.همه ازمایشی انجام دادم.
خدایا به حق امشب که شب آرزوهاست و یه شب بارونیه و ما نزدیک حرم حضرت معصومه ایم آوینم را خوب کن.خدایا مردم از نگرانی .آخه بچم چرا گريه میکنه مگه من چی کمش گذاشتم.خدایا همه مادرها به اندازه من شب بیداری کشیدن؟خدایا دلم خیلی پره اومدم درددل کنم بات.فکر نکن ناشکریه فقط د

ادامه مطلب  

540  

نشانه های عاشقی
تربیت‌شده الهی، نصف شب تا سحر گريه می‌کند، با اینکه مردم شهر حتی از گناه او خبر ندارند. این گريه، گريه عجیبی است، این گريه، گريه محبت، شوق و دنبال کردن وصال است ولی فقط آن شخصی که همسفر اوست، می‌فهمد که او چه حالی دارد. قرآن می‌گوید: آن چیزی همانند کاخ، باغ و پول که پیش شماست، از دست رفتنی است، و آن واقعیاتی که پیش من است، برای شما ماندگار و دائمی است.
 

ادامه مطلب  

صدای اصغر  

به خدا وقتِ صحبت از رفتن دوباره و دوری از دیدگان‌دریا نیست! سر به سرم می‌گذاری...ها؟ می‌دانم كه می‌مانی پس لااقل باران را بهانه كن... مگر می‌شود نیامده باز به جانب آن همه بی‌نشانی دریا برگردی؟ پس تكلیف طاقت این همه علاقه چه می‌شود؟ تو كه تا ساعتِ این صحبتِ ناتمام، تمامم نمی‌كنی...ها؟ باشد؛ گريه نمی‌كنم. گاهی اوقات هر كسی حتی از احتمال شوقی شبیه همین حالای من هم به گريه می‌افتد. راستی هیچ می‌دانی در غیبت پر سوال تو چقدر ستاره نشاندم؟ در غی

ادامه مطلب  

ممنونم  

بزن بارون، ببار آرومبه روی پلکای خستمبزن بارون تو میدونی هنوزم یاد اون هستمبا اینکه رفت و پژمردمهزار بار از غمش مردمولی بازم دوسش دارمدیگه تنهاش نمی ذارمفکرش تنها نمی زارمبزن بارون، ببار آرومبه روی پلکای خستمدارم هرشب میام از خونه بیرونهوای خونه سنگینهمن هر شعری که این روزا نوشتماز تو غمگینمبازم با گريه خوابم کن ،بازم خواب تورو دیدمدوبارهچقد غمگینم و تنهامچقد میخوام که باز بارون ببارهبزن بارون، ببار آرومبه روی پلکای خستمبزن بارون تو م

ادامه مطلب  

گريه هاي رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزاي امام حسين (علیه السلام)  

 
گريه رسول خدا (ص) در عزای امام حسین (ع)
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم : 
یَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَیْنٍ بَاكِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا عَیْنٌ بَكَتْ عَلَی مُصَابِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِیمِ الْجَنَّة .
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 44، ص: 293 .
ای فاطمه! هر چشمی فردای قیامت گریان است غیر از چشمی كه در مصیبت حسین گريه كند ؛ صاحب آن چشم خندان است و مژده نعمت های بهشت به وی داده خواهد ش

ادامه مطلب  

گريه هاي رسول خدا (صل الله علیه و آله) در عزاي امام حسين (علیه السلام)  

 
گريه رسول خدا (ص) در عزای امام حسین (ع)
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم : 
یَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَیْنٍ بَاكِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا عَیْنٌ بَكَتْ عَلَی مُصَابِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِیمِ الْجَنَّة .
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 44، ص: 293 .
ای فاطمه! هر چشمی فردای قیامت گریان است غیر از چشمی كه در مصیبت حسین گريه كند ؛ صاحب آن چشم خندان است و مژده نعمت های بهشت به وی داده خواهد ش

ادامه مطلب  

مدار صفر درجه  

یه قسمت از سریال مدار صفر درجه بود كه زینت الملوك توی زندان در ملاقات با سعیده براش تعریف میكرد كه سرگرد فتاحی وقتی عاشقش بوده می یومده نزدیك خونشون و باقالی میفروخته
بعدش با گريه و بغض میگفت كه فتاحی صداش از توی كوچه می یومد كه میخوند: آی باقالی دارم باقالی دارم باقالی تازه...آی جعفری دارم جعفری دارم جعفری تازه
و بعدشم هی گريه میكنه و اینو میخونه
من با این سكانس یك شبانه روز تا صبح بغض كردم و گريه كردم و هی گفتم: آی باقالی دارم باقالی دارم باق

ادامه مطلب  

شهربارونی  

 
تو هر شهر دنیا که بارون بیاد خیابونی گم میشه توبغض ودرد                                                               توبارون مگه میشه عاشق نشد،توبارون مگه میشه گريه نکرد                                                               مگه میشه بارون بباره ولی دل هیچکی واسه کسی تنگ نشه                                                           چه زخم عمیقی توی کوچه هاست که بارون یه شهروبه خون میکشه                                                     توهرجای دنیایه عاشق داره باگريه

ادامه مطلب  

وقت رفتن  

 
 
 
 
 
غمگینم
این شروع یک شعر جدید نیست
این شروع یک متن ادبی جدید و یا یک داستانک نیست
گاهی باید بنویسی چون قرار به رفتنه نه موندن.
قرار تنها به رفتنه
قبل رفتنت گريه کن و با پشت دستات اشکاتو پاک کن
قبل رفتنت گريه کن وپاتو به زمین بکوب
قبل رفتنت گريه کن و اصلا با هق هق حرف بزن
قبل رفتنت گريه کن اما آخر این متن تموم کن
قبل رفتنت گريه کن اما
قبل رفتنت گريه کن
قبل رفتنت گريه
قبل رفتنت
قبل...
...
 
 
 
 
 #مینا_امینی
 

ادامه مطلب  

صدای اصغر  

به خدا وقتِ صحبت از رفتن دوباره و دوری از دیدگان‌دریا نیست! سر به سرم می‌گذاری...ها؟ می‌دانم كه می‌مانی! پس لااقل باران را بهانه كن... مگر می‌شود نیامده باز به جانب آن همه بی‌نشانی دریا برگردی؟ پس تكلیف طاقت این همه علاقه چه می‌شود؟ تو كه تا ساعتِ این صحبتِ ناتمام، تمامم نمی‌كنی...ها؟ باشد؛ گريه نمی‌كنم. گاهی اوقات هر كسی حتی از احتمال شوقی شبیه همین حالای من هم به گريه می‌افتد. حوصله کن، خواهیم رفت اما یادت باشد همیشه این تویی که می‌روی!

ادامه مطلب  

امتحان  

با قهوه ای تایپ میکنم چون میخوام از امتحانم بگم خخخ 
خب احتمال پاسشدگی بیشتر از افتادگیه دلم روشنه خخخ
خونده بودم ولی نه اونقدری که باید
سر امتحان حضور غیاب که میکرد استاد گفت ک من س جلسه غیبت داشتم و اینکه به گروه خونیم نمیخوره خبر نداره من خدای غیبتم بنده خدا تازه وارده
کلاس اکسلمم رفتم 
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1